دیشب بازم خوابشو دیدم نامزدیش بود واییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی چقدر خوشگل شده بود بهم گفت بیا باهم عکس بگیریم ولی من دوست نداشتم پیش خودمون یکی دیگرو تحمل کنم یهو گریم گرفت.بعدش مامانم بیدارم کرد.بازم خواب دیدم یه کابوس وحشتناک دیگه.......................
+ نوشته شده توسط kasra در جمعه بیست و ششم خرداد 1385 و ساعت
15:9 |

