کیه که اخر دیوونگی واسه چشات؟ کیه جز من که میمیره واسه لحن خنده هات؟ کی برات قصه میگه شبها که خوابت نمیره؟ کیه وقتی تشنته تو ابرا بلوا میکنه؟ اگه یک جرعه بخوای کویر و دریا میکنه؟ یه شب موی تورو به ۱۰۰ تا مهتاب نمیده خودش میسوزه ولی تن یه سایه و اب نمیده........
اون منم که عاشقونه شعر چشمات و میگفتم هنوزم خیس میشه چشمام وقتی یاد تو میفتم هنوزم میای تو خوابم تو شب های بی ستاره هنوزم میگم خدایا کاش که برگرده دوباره............
+ نوشته شده توسط kasra در دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385 و ساعت
14:11 |

